سوال

اگر جلوت یه تخته سیاه باشه و بهت یه گچ بدن بگن

یه جمله از اعماق وجودت بنویس......................

چی مینویسی؟؟؟!!!

کوچه

 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم 

....... 

در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد

 ......

يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت

من همه محو تماشاي نگاهت

...... 

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 ......

يادم آيد : تو به من گفتي :

از اين عشق حذر كن!

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب ، آئينه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا ،‌ كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

 ........

با تو گفتم :‌

"حذر از عشق؟

ندانم!

سفر از پيش تو؟‌

هرگز نتوانم!

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم،

تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم"

باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!

...... 

اشكي ازشاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!

اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد،

يادم آيد كه دگراز تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم

نگسستم ، نرميدم

....... 

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده  خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!

بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!

*****

                                                                                      (فریدون مشیری)

 

 

مژده

مژده!!!!!!!!!!!

تا چند روز دیگر نتایج دو نظر سنجی اعلام خواهد شد.هرکس نظر نداده سریعا نظر بده .بعدا میگم که می خوام با این نظرات چیکار کنم.

نکات جالب در مورد آقایون و خانوم ها

 

نكات جالب در مورد آقايون


۱.مردها مثل آگهي بازرگاني هستند..... يک کلمه از چيزهايي را که ميگن  نميشه باور کرد
۲.مردها مثل سيمان هستند .....وقتي جايي پهنشون مي کنيد بايد با کلنگ آنها را از جا بکنيد
۳.مردها مثل تعطيلات هستند..... هيچ وقت به اندازه کافي بلند به نظر نمي آيند.
۴.مردها مثل طالع بيني مجلات هستند..... هميشه بهتون ميگن که چيکار بکنيد و معمولا هم اشتباه مي گويند
۵.مردها مثل جاي پارک هستند...... خوب هاشون قبلا اشغال شده و اونايي که باقي موندن يا کوچيک هستند يا جلوي در منزل مردم. 
۶.مردها مثل باران بهاري هستند.....هيچوقت نمي دونيد کي مياد چقدر ادامه داره  و کي قطع ميشه
۷.مردها مثل نوزاد هستند..... توي اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز کردن و مراقبت از آنها خسته ميشيد 
۸.مردها مثل ماشين چمن زني هستند..... به سختي روشن ميشن و راه ميفتن و نيمي از اوقات هم اصلا کار نمي کنن

نكات جالب در مورد خانم ها

 
۱.خانمها مثل راديو هستند........ هر چي ميخوان ميگن ولي هر چي بگي نمی شنوند
۲.خامنها مثل چسب دوقلو هستند.....اگه دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد ديگه بايد سيم تلفن را بريد
۳.خانمها مثل رعدوبرق هستند ......اول برق چشاشون مي رسه بعد رعد صداشون
۴.خانمها مثل ليمو شيرين هستند..... اول شيرين هستند ولي بعد تلخ میشن

۵.خانمها مثل کنتور برق هستند..... هر چند سال يکبار عدد سنشون صفر ميشه 
۶.خانمها مثل اينترنت هستند.... از هر موضوعي يک فايل اطلاعاتي دارند
۷.خانمها مثل فلزياب هستند ..... از نزديک طلافروشي که رد ميشن عکس العمل نشان ميدن 
۸.خانمها مثل موبايل هستند....... هر موقع کار مهم داريد در دسترس نيستند

مناجات نامه کامپیوتری

ای خدا Hard دلم Format مکن

Field من را خالی از برکت مکن

Option غم را خدایا On مکن

File اشکم را خدایا Run مکن

Delete کن شاخه های غصه را

سردی و افسردگی را ، هر سه را 

Jumper شادی بیا تا Set کنیم

سیستم اندوه را Reset کنیم

نام تو Password درهای بهشت

آدرس Email سایت سرنوشت

تا نیفتد Bug در اندیشه مان

تا که ویروسی نگردد ریشه مان

ای خدا از بهر ما ایمن فرست

بهر دل های پرآتش Fan فرست

ای خدا حرف دلم با کی زنم

Help می خواهم که F1 می زنم

آنگاه که غرور کسی را له میکنی٬ آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی٬ آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی٬ آنگاه که بنده ای را نادیده میگیری٬ آنگاه که حتی گوشت را میبندی که صدای خورد شدن غرورش را نشنوی٬ آنگاه که خدا را میبینی و بنده خدا را نادیده میگیری٬ میخواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان دراز میکنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی.......... سهراب سپهری 

خاطرات پروفسور حسابی و آلبرت انیشتین

 

 

 

 پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهم ترین وآخرین آن ها نظریه بی نهایت بودن ذرات بود، در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم بادفتر پروفسور انیشــــتین تماس بگیرد بنابر این ایشـــان نامه ای همراه با محاســبات مربوطه را برای دفتر ایشان در دانشگاه پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشــگاه دعوت می شوند و وقت ملاقاتــی با دستیار انیشتین برایشان مشخص میشود پــس ازملاقات با پروفسور شـــتراووس به ایشان گفته می شود که برای شما وقت ملاقاتی باپروفسور انیشتین تعیین می شود که نظریه خود را بصورت حضوری با ایشان مطرح کنید. پروفسور حسابی این ملاقات را چنین توصیف می کنند:

وقتی برای اولین بار با بزرگترین دانشمند فیزیک جهان آلبرت انیشتین روبرو شدم ایشان را بی انـــدازه ســـاده،آرام و متواضع یافتم و البته فوق العاده مودب و صمیمی! زودتر از من در اتاق انتظاردفتر خودش، به انتظار من نشسته بود و وقتی من وارد شدم با استقبالی گرم مرا به دفــترکارش برد و بدون اینکه پشت میزش بنشیند کنار من روی مـــــبل نشست، نظریه خود را درارتباط با بی نهایت بودن ذرات برای ایشان توضیح دادم، بعد از اینکه نگاهـــی به برگه های محاسباتی من انداختند، گفتند که ما یکماه دیگر با هم ملاقات خواهیم کرد.

یکماه بعد وقتی دوباره به ملاقات انیشتین رفتم به من گفت : من به عنوان کسی که در فــیزیک تجربه ای دارم می توانم به جرات بگویم نظریه شما در آینده ای نه چندان دور علم فیزیک را متحول خواهد کرد باورم نمی شد که چـــه شنیده ام، دیگر ازخوشحالی نمی توانستم نفس بکشم، در ادامه اما توضیح دادند که البته نظریه شما هنوزمتقارن نیست باید بیشتر روی آن کار کنید برای همین بهتر است به تحقیقات خود ادامه دهید من به دستیارم خواهم گفت همه امکانات لازم را در اختیار شما بگذارند، به این ترتیب با پیگیری دستیار و ارسال نامه ای با امضا انیشتین، بهترین آزمایشگاه نورآمریکا در دانشگاه شیکاگو، با امکانات لازم را در اختیار من قرار دادند و درخوابگاه دانشگاه نیز یک اتــاق بسیار مجهز مانند اتاق یک هتل در اختیار من گذاشتند،اولین روزی که کارم را در آزمایشگاه شـــروع کردم و مشغول جابجایی وسایل شخصی بر روی میزم و کشوهای آن بودم، متوجه شدم یک دســـته چک سفید که تمام برگه های آن امضا شده بود در داخل یکی از کشوها جا مانده است، بسرعت آن را نزد رئیس آزمایشگاه بردم ومسئله را توضیح دادم، رئیس آزمایشگاه گفت این دسته چک جا نمانده متعلق به شما است که تمام نیازمندیهای تحقیــقاتی خود را بدون تشریفات اداری تهیه کنید این امکان برای تمام پژوهشگران این آزمایشـــگاه فراهم شده است، گفتم اما با این روش امکان سوءاســـتفاده هم وجود دارد؟ او در پاســــخ گفت درصد پیشرفت ما از این اعتماد در مقـــــابل خطاهای احتمالی همکاران خیلی ناچیز است.

بعد از مدتها تحقیق بالاخره نظـــریه ام آماده شد و درخواست جلسه دفاعیه را به دانشـــــگاه پرینستون فرستادم و بالاخره روزدفاع مشخص شد، با تشویق حاضرین در جلسه، وارد سالن شدم و با کمال شگـــفتی دیدم انیشتین در مقابل من ایستاد و ابراز احترام کرد و به دنبال او سایر اســـاتید ودانشـــمندان هم برخواستند، من که کاملا مضطرب شده و دست و پای خود را گم کرده بودم بااشاره ی پروفسور انیشتین و نشتستن در کنار ایشان کمی آرام تر شده، سپس به پای تخته رفتم شروع کردم به توضیح معادلات و محاسباتم و ســـعی کردم که با عجله نظراتم را بگویم که پروفسور انیشتین من را صدا کرده و گفتند که چرا این همه با عجله؟ گفتم نمی خواهم وقت شما و اساتید را بگیرم ولی ایشان با محبت گفتند خیر الان شما پروفسور حسابی هستید و من و دیگران الان دانشجویان شما هسـتیم و وقت ما کاملا در اختیارشماست.

آن جلسه دفاعیه برای من یکی از شیرین ترین و آموزنده ترین لحظات زندگیم بود من در نزد بزرگترین دانشمند فیزیک جهان یعنی آلبرت انیشتین از نظریه خودم دفاع می کردم و مردی با این برجستگی من را استاد خود خطـــــاب کرد و من بزرگترین درس زندگیم را نیز آنجا آموختم که هر چه انسان وجود ارزشــمندتری دارد همان اندازه متواضع، مودب و فروتن نیز هست. بعد از کسب درجه دکترا انیشتین به من اجازه داد که در کنار او در دانشگاه پرینستون به تدریس و تحقیقاتم ادامه دهم.

 

 

 

زیباترین مجسمه های برفی

به خاطر برف قشنگی که اومد تصمیم گرفتم چند تا عکس از مجسمه های برفی واستون بذارم....

 

 

واسه دیدن بقیه  عکسها به ادامه مطلب یه سر بزنین

ادامه نوشته

اطلاعیه

قابل توجه همکلاسی های محترم

کلاس رفع اشکال فیزیک که قرار بود روز شنبه برگزار شود بدلیل حضور نداشتن خانم اکبری در مشهد برگزار نمی شود.

در ضمن نمره ی کل امتحان از ۱۲ می باشد. نصف سوالات تشریحی - توضیحی و نصف دیگر محاسبات است.بیشتر سوالات محاسباتی از قسمت رادیواکتیویته می باشد.

از اسلاید های کنفرانس دانشجویان سوالی طرح نمی شود.