اجبار...................!!!

آیینه خسته و پیر

 

که غم و درد مرا در خود داشت

 

هر شب این حجم تهی مانده فریادش را

 

با سکوتم انباشت

 

نقش دردي که شب آيينه به تصوير کشيد

 

نقش مردي که به تنهايي آيينه رسيد

 

با دو دستي که مرا مي طلبيد

 

با دو چشمي که مرا مي نگريست

 

خالي از عاطفه و عشق و اميد

 

همچنان بي ثمر و پوچ وپليد

 

لحظه ها لحظه ي تنهايي دلگيري بود

 

لحظه ي شب زده ي سنگيني

 

.

.

.

.

 

نقش من در دل آيينه شکست....!!!

عنوان ندارد!!!

 

با سلام خدمت بچه هاي مهندسي بهداشت محيط. اميدوارم حالتون خوب باشه . شايد مهمترين دليلي كه باعث شده تا تو اين چند وقت اخير ، پستي رو نذاشتم اين  بوده باشه كه  نوع نوشتن پستي كه مي خوام بزارم خيلي برام مهمه .از نوشتن به شكل كتابي و خيلي رسمي خوشم نمياد .خوب بگذريم.

تو اين پونزده شونزده روزي كه از ترم دو ميگذره ، اتفاقات زياد مهمي رخ نداده ولي از معدود اتفاقاتي كه رخ داده اينه كه ، مديريت قبلي وبلاگ با يك تصميم انسان دوستانه به سمت قبليشون برگشتن ، كه باعث خوشحالي بنده و جمع كثيري از بچه هاي كلاس شد.

در رابطه با پست "دعوت به همكاري ۲" من به طور كامل موافق مديرم. ما اگه  بخوايم از دانشكده هاي ديگه عقب نمونيم بايد اين كميته رو تشكيل بديم. فعلا كه ترم دو هستيم ، ارزش اين كميته وقتي نمايون ميشه كه بريم ترم هاي بالاتر. زماني كه درسامون اختصاصي ميشه و سختي هاي خاص خودشو داره .البته تشكيل اين كميته نياز به همكاري همه بچه هاي كلاس داره .

راستي يه چيز ديگه  ديده ها حاكي از اينه كه آمار وبلاگ كلاس از عدد دوهزار گذشته ، من از طرف خودم  اين اتفاق خوشايند رو به همتون تبريك ميگم .يه گلايه از خودم و خودتون دارم ! چرا به وبلاگمون سر نمي زنيم ؟؟؟ چرا بايد هميشه يه عده ي محدودي به وبلاگ سر بزنيم ؟؟؟ چرا تو وبلاگ نظر نديم ؟؟؟ چرا بايد آمار بازديد از وبلاگ تو يه روز از روزهاي سال ۸۹ اونقدر كم بشه كه نشه بيانش كرد  ؟؟؟به خدا چيزي ازمون كم نميشه !!!  شرمنده يه كم تند حرف زدم.

يه چيز ديگه الان يادمم اومد.اين كه وقتهاي زايدمون رو با اومدن به كلاس و حل كردن مشكلات و مسائل درسي ( خصوصا  رياضي دو رو ميگم ) به نحو احسن پر كنيم ، چيز خوبيه ؛ من كه موافقم.

پايان پست "عنوان ندارد".

 

 

تبریک!!!!!!!!!!!!


تبریک!!!!!!!!!!!

تعداد آمار بازدیدها از 2000 تا گذشت.


روز مبادا

وقتي تو نيستي


نه هست هاي ما


چونان که بايدند


نه بايد ها...


مثل هميشه آخر حرفم


و حرف آخرم را


با بغض مي خورم


عمري است


لبخند هاي لاغر خود را


در دل ذخيره مي کنم :


باشد براي روز مبادا !


اما...


در صفحه هاي تقويم


روزي به نام روز مبادا نيست


آن روز هر چه باشد


روزي شبيه ديروز


روزي شبيه فردا


روزي درست مثل همين روزهاي ماست


اما کسي چه مي داند ؟


شايد...


امروز نيز روز مبادا باشد !


* * *


وقتي تو نيستي


نه هست هاي ما


چونانکه بايدند


نه بايد ها...


هر روز بي تو


روز مبادا است

معما.....

سه نفربرای خرید ساعتی به یک ساعت فروشی مراجعه میکنند.

قیمت ساعت ۳۰هزارتومان بوده و هر کدام نفری ۱۰ هزار تومان پرداخت میکنند

تا آن ساعت را خریداری کنند…

بعد از رفتن آنها ، صاحب مغازه به شاگردش میگوید قیمت ساعت ۲۵ هزار تومان بوده.

این ۵ هزار تومان را بگیر و به آنها برگردان

شاگرد ۲ هزار تومان را برای خود بر میدارد

و ۳ هزار تومان باقیمانده را به آنها برمیگرداند. (نفری هزار تومان)

حال هر کدام از آنها نفری ۹ هزار تومان پرداخت کرده اند . که ۳*۹ برابر ۲۷ میشود

این مبلغ به علاوه آن ۲ هزار تومان که پیش شاگرد است میشود ۲۹ تومان

هزار تومان باقیمانده کجاست ؟

ادامه نوشته

امتحان ورودی دانشگاه ایرلند!!!

جوابها در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

شناخت شخصیت به وسیله ی تاریخ تولد

 روان شناسان شخصیتی بر این عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید :


فرض می کنیم که شما متولد 29 اردیبهشت 1364 هستید.اردیبهشت ماه دوم (2) سال است پس :
9=1+8=18=5+9+3+1=1395=1364+2+29
شماره تولد 9 است و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.
برای دیدن ادامه متن بر روی ادامه کلیک کنید...

ادامه نوشته

سه چیز

سه چيز در زندگي قابل برگشت نيستند
زمان
گفتار
موقعيت

*********
سه چيز در زندگي انسان را خراب مي کنند
الکل
غرور
عصبانيت

*********
سه چيز انسانها را مي سازند
کار سخت
صميميت
تعهد

*********
سه چيز در زندگي بسيار ارزشمند هستند
عشق
اعتماد به نفس
دوستان

*********
سه چيز در زندگي که هرگز نبايد از بين بروند
آرامش
اميد
صداقت

*********
به سه چيز هرگز تکيه نکن؛ غرور، دروغ و عشق
انسان با غرور مي تازد
با دروغ مي بازد
و با عشق مي ميرد

*********
خوشبختي زندگي ما بر سه اصل است
تجربه از ديروز
استفاده از امروز
اميد به فردا

*********
تباهي زندگي ما نيز بر سه اصل است
حسرت ديروز
اتلاف امروز
ترس از فردا

شخصيت شما چگونه است؟

اين تست فقط 3 تا سوال داره ولي جوابها شما رو شگفت زده ميكنه ! فقط خواهشم اينه كه جوابها رو نخونين چون اگه به جوابها نگاه كنين نتيجه درستي نمي گيرين.

!!!.......حالا شروع كنيد

اسم اين حيوونا رو به ترتيب علاقتون قرار بدين

گاو                    ببر               گوسفند                 اسب                    خوك

با يك كلمه اين اسامي رو توصيف كنين

سگ                 گربه                   موش صحرايي                   دريا

به افرادي فكر كنين كه شما رو مي شناسن و شما هم اونا رو مي شناسين و اونا رو به رنگهاي زير نسبت بدين فقط اسمها تكراري نباشن ( براي هر رنگ،نام يك فرد )

زرد                نارنجي               قرمز                 سفيد                   سبز

جوابهاي شما بايد دقيقا هموني باشه كه مطلوب شماست.حالا تعبير و تفسير جوابهاتون رو بخونين:

ادامه نوشته

تست احساسات!!!

روزی پرنده ای آبی رنگ ناگهان از پنجره وارد اتاق شما میشود و در آنجا به دام می افتد.
چیزی در این پرنده شما را به خود جذب میکند و تصمیم میگیرید آن را نگه دارید.
اما روز بعد در عین شگفتی متوجه میشید رنگ پرنده از آبی به زرد تغییر کرده است.
این پرنده استثنایی دوباره تغییر رنگ می دهد و در صبح روز سوم به رنگ قرمز روشن در می آید و در روز چهارم سیاه رنگ است.

سوال؟
اکنون روز پنجم است، وقتی از خواب برمی خیزید این پرنده چه رنگی است؟

 

 

ادامه نوشته

به تو مدیونم ...

 

از طرف سلطان عشق reza sadeghi تقدیم به شما

 

 واسه این که از تو دورم ، به تو مدیونم
واسه کشتن غرورم ، به تو مدیونم
تو که حرمتو شکستی ، پای عهدت ننشستی
گرچه بازم تو نیازم ، لحظه هامو بد می بازم ، به تو مدیونم

واسه ی چشای خیسم ، به تو مدیونم
این که از غم می نویسم ، به تو مدیونم
این که بی جونم و سردم ، این که بی روحم و زردم
پی آرامشی که بردی و من پی اش می گردم ، به تو مدیونم


به تو مدیونم ، غرورمو شکستی عین شیشه
به تو مدیونم که کشتی دلمو واسه همیشه
به تو مدیونم ، منو دادی به
بی بها بهانه
به تو مدیونم واسه بغض عمیق این ترانه

به تو مدیونم ، شکستی حرمت شب و من و ماه
به تو مدیونم ، کم آوردی و رفتی اول راه
به تو مدیونم عزیزم واسه این حال مریضم
اگه مثل برج سنگی جلوی چشات می ریزم ، به تو مدیونم


به تو مدیونم ، غرورمو شکستی عین شیشه
به تو مدیونم که
کشتی دلمو واسه همیشه
به تو مدیونم ، منو دادی به بی بها بهانه
به تو مدیونم واسه بغض عمیق این ترانه

به تو مدیونم و دینم رو ادا می کنم ، حتما
نشونت می دم چه رنجی داره هر چی کردی با من
واسه این که تو خجالت محبتات نمونم
جونمم می دم و می بینی پای حرفمم می مونم

work up by: reza sadeghi

 

 

              

 

 

چرا ما آیین خود را فراموش کرده ایم؟

از هم اكنون و قبل از رسيدن روز والنتاين ، بيائيد با آشنايي بيشتر با روز سپندارمذ ( روز جشن زمين و گرامي داشتن عشق ) ، به خود قول دهيم كه : از اين پس اي ايراني بيشتر با فرهنگ ، آداب و رسوم ملي و قومي خود درآميز....

29 بهمن ، روز "سپندار مذگان" ، روز عشق ايرانيان شاد باد

وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست، چون عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود."
اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم!
شايد افراد زيادي را ببينيد كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غليظ American اش تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود استفاده مي كنند، بسيار نادر است!
همينطور كلمه Thanks بيش از سپاسگزارم و Good bye بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد. ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!
اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند: سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!
همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است!
چند سالي ست حوالي 25 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس (والنتاين) ، مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق ،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!"
اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!
جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3~4 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.
ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم، شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند.
"اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!
براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.
شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 25 بهمن ( Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.

 

 

نتایج نظر سنجی ها

« بهترین استاد »
 
به نظر شما بهترین استاد کیه ؟

۱- آقای دکتر اجتهادی            ۱۵ رای نفر اول                      ۶۲.۵٪

۲- آقای معروضی                   ۴ رای نفر دوم                       ۱۶.۶٪

۳-آقای مهندس سیفی          ۳ رای نفر سوم                      ۱۲.۵٪

۴-خانم اکبری                       ۲ رای نفر چهارم                     ۸.۳٪

آقایان شفیعی ٬ نمازی زادگان ٬ صادقی و خانم شکوهی بدون کسب رای مشترک پنجم شدند.

 

 

« وبلاگ سنجی »
 
کیفیت وبلاگ چه جوریه ؟

1- عالیه.
 6رای - 33.3%
 
2- خوبه.
 3رای - 16.6%
 
3- خیلی بده.
۰ رای ٬ ۰٪
 
4- قالبش بده.
۰ رای ٬ ۰٪
 
5- مطالبش بیهودن.
 2رای - 11.1%
 
6- وبلاگتنو حذف کنید بهتره.
 1رای - 5.5%
 
7- خیلی نویسنده دارین.
 0رای - 0%
 
8- خیلی تو وبلاگتن سخت می گیرین.
 3رای - 16.6%
 
9- خیلی جالبه.
 1رای - 5.5%
 
10- همین جوری ادامه بدین.
 2رای - 11.1%

 

پای راست شما احمق  است!!!!!!

پای راست شما احمق است..باور نمیکنید؟؟؟؟؟ پس این تست را انجام دهید....

  در حالی که پشت میز کارتان نشسته اید پای راستتان را از زمین بالا ببرید و در جهت عقربه های ساعت بصورت دایره ای بچرخانید
همزمان با این عمل با دست راست خود عدد 6 (عدد شش فارسی) را در هوا بنویسید.
مشاهده خواهید کرد که پایتان نیز جهت حرکت خود را تغییر می‌دهد!
امتحان کنید
دیدید گفتم. کاری از دستتان بر نمی‌آید. پای راستتان احمق است!

اغاز ولایت مبارک.....

قطعه ی گمشده ای از پر پرواز کم است.

یازده بار شمردیم و یکی باز کم است.

این همه اب که جاریست نه اقیانوس است.

عرق شرم زمین است که سرباز کم است.

عید ولایت اخرین حجت خدا بر منتظران ظهورش مبارک باد.

بی قرار

           بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست

                                                           آه بی تاب شدن عادت كم حوصله هاست

           همچوعكس رخ مهتاب كه افتاده در آب

                                                          در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

            بی توهر لحظه مرا بیم فرو ریختن است

                                                      همچو شهری كه به روی گسل زلزله هاست

            باز می گویمت از مسئله دوری و عشق

                                                           وسكوت تو جواب همه ی مسئله هاست...

 

چشمم به راه آمدنت در تمام عمر چوت گوش روزه دار به الله و اكبر است... 

گذشته سن حضورت ز سن نوح ولي شمار مردم كشتي, نكرده تغييري!كسي اگر كه نداند خدا كه مى داند فقط! معطل مايی اگرنمى آيى ..............

یکی به من بگه چرا؟

یکی به من بگه چرا کسی منو دوست نداره

کسی نمی خواد بیاد و کسی نمی خواد که بره

یکی به من بگه چرا باید که تنها بمونم

منی که از همه سرم از عاشقی حرف نزنم

مگه گناهه من چیه؟ که کسی راضی نمیشه

حتی شده برا یه بار بیاد و هم نظر باشه

چرا باید بغض سکوت همیشه رو لبام باشه

چرا کسی دوست نداره که بامن هم قسم باشه

نه عیب و ایرادی دارم نه اخلاقی که بد باشه

یکی بگه چرا باید دلم پر از قصه باشه

من که دیگه خسته شدم از دست کارای شما

چرا باید پچ پچ کنین همش توی این کلاسا

چرا باید تو کله ترم کلاسامون کنسل بشه

چرا باید اخر ترم درسا رو هم تلم (بار )بشه

چرا باید اخره ترم بعضی ها زیر اب بزنن

چرا باید روزی بیاد که فکره برگشت نکنن

چرا همش بعضی چیزا میاد باهم قاطی میشه

کاری کنن ما پسرا اعصابمون کفری بشه

خدا به این مهربونی چرا بهش پشت میکنیم

رفیقه من پاشو بریم تا خدا دلگیر نشده

اگه خدا دلگیر بشه دهنمون سرویس میشه

چه کاری باید بکنم تا همه اسوده بشن

از دست من باین کارام خیالشون راحت بشه

چرا باید تو وبلاکم هیچ نیاد نظر بده

من باید استعفا بدم شاید که این بهتر باشه

چرا میونه کلاسا وقتی استاد لکچر میده

بیانو شیرنی پخش کنن تا کامشون شیرین بشه

الهی کوفتتون بشه اون کیکی که تو دستته

چون که منو عذاب میدین وقتی که شیرنی میل میشه

من که دارم دق میکنم از دست کارای شما

دوست دارم که پرتاب کنم خودم رو از روی (برج)میلاد

خانم جولایی میگه چرا اینا این جوری ان

اقای زشکی هم میگه اینا دیگه اخرشن

دکتر تقی پور که میگه:سلام چطوری خانومی؟

عمرت دیگه ای پیرمرد کم کم داره تموم میشه

یکی به من بگه که تو دانشکده چه خبره؟

که یه هویی شلوغ میشه بعدش یه هو تموم میشه

یکی به من بگه چرا با کسی دعوام نمیشه

که بزنم سرویس کنم شاید که حالم خوب بشه

دلم گرفته تو خوابگاه همش دارم ریپ میزنم

چرا باید که تو خوابگاه اتاقمون شلوغ باشه

چرا باید صبحانه رو یواشکی کوفت بکنم

اگه کسی خبر بشه یه لنگ کفش پرتاب میشه

یکی به من بگه چرا ترم بالایی قلدر میشه

همش میاد لاف میزنه چون که می خواد رئیس باشه

من نمی خوام قبول کنم ریاسته ترم بالایی

من زیره بارش نمیرم حتی اگه پهلوون باشه

مگه گناهه من چیه که اینه روزگاره من

چرا اخه این سرنوشت باید بشه نصیبه من

یه توپ دارم قل قلی یه سرخ و سفید و ابی یه

فقط همینه میتونه تنها رفیقه من باشه

 

 

  work up by: amin fayaz 

 arrangement by: armin nosrati 

 rearrangement by: ali sabeti

شعری در مورد حضرت محمد(ص)

کم کم داریم به هفته وحدت نزدیک میشیم می خوام یه شعری در مورد حضرت محمد" صلوات الله علیه " بذارم و اونم اینه :

محمد بود و نوري از زمين تا بينهايت ها             محمد بود و در دل زين معماها حكايت ها 

دوباره موج آهنگش طنين افكند زير گنبد گيتي 

من امشب سخت حيرانم          چه مي بينم؟ نمي دانم . 

عجب نوريست اين نور شگفت امشب

كجا خورشيد و ماه آسماني اين ضيا دارد ؟          نگه چون ميكنم دنباله تا عرش خدا دارد

كريما! سخت حيرانم

چه مي بينم؟ نمي دانم 

محمد در سخن با خويش بود آنگاه چون تندر 

نوائي آسماني در دل غار حرا پيچيد            صدائي در زمين از سوي عرش كبريا پيچيد 

در آندم، حق تعالي، گوش بر بانگ خدا ميداد        

محمد، مات و حيران، گوش بر بانگ خدا مي داد: 

بخوان هان اي محمد! گفت: من خواندن نمي دانم 

ندا آمد: بخوان با من اي امي مكه ! 

بناگه چشمه نوري بجان پاك او تابيد 

دوباره اين ندا آمد: 

بخوان اي بارگاه كبريا را بهترين بنده           بخوان بر نام قدس پر شكوه آفريننده 

خداوندي كه انسان را ز خون بسته مي سازد 

بخوان بر نام پاك خالق اكرم 

بنام آنكه دانش را به نيروي قلم آموخت  

بنام آن خداوندي كه از رحمت ـ 

بجان مردم نادان چراغ معرفت افروخت . 

محمد از شكوه وحي مي لرزيد 

در آن ساعت محمد بود و شهر مكه و وحي خداوندي 

پس از آن شب جهان داند كه در گفتار پيغمبر  

سخن از عشق حق بود و حديث آرزومندي 

محمد از دل « ام القري » اين نغمه را سر داد  

كه: اي انسان! خدا يكتاست         بجز يكتا پرستي هيچ راه رستگاري نيست 

بديگر راهها گر پا گذاري غير خواري نيست 

در اين آيين جاويدان

لب خود را فرو بند از سپيدي وز سياهي ها 

تو را تا كي سخن از قصه رنگ است       در اين آئين سخن از رنگها ننگست 

به كيش راستين ما

گرامي تر بود آنكس كه در وي گوهر تقواست 

گر از شرق است، ور از غرب است         گر از روم است، ور از زنگست

چه گويم از شكوهت؟ اي محمد اي مهين فرزانه عالم !

مرا پاي سخن لنگست        ز تو فرزانه تر در پهندشت آفرينش كيست ؟

ستايش را توانم نيست ميدان سخن تنگست 

ولي با جاودانه نام تو هر روز و هر شب در دل گيتي 

بهين گلبانگ جاويدست          سخن از تو ببام هفت اورنگست 

ابر مردا! زوالي نيست گلبانگ حقيقت را 

بياد تو ز مهد خاك، تا نه گنبد افلاك 

هميشه، هر زمان، هر شب 

نوازشگر، نسيم بانگ توحيد است 

طنين افكن نوائي گرم آهنگ است

سالروز آغاز امامت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مبارک!

خدا کند که بیائی

شاید این جمعه بیاید....شاید

شاید این جمعه بیاید ... شــــــــــــاید ...


خبر آمد خبری در راه است/سرخوش آن دل که از آن آگاه است/شاید این جمعه

بیاید...شاید/پرده از چهره گشاید...شاید/دست افشان...پای کوبان می روم/بر در سلطان

خوبان می روم/می روم بار دگر مستم کند/بی سر و بی پا و بی دستم کند/می روم کز

خویشتن بیرون شوم/در پی لیلا رخی مجنون شوم/هر که نشناسد امام خویش را/بر که

بسپارد زمان خویش را/با همه لحظه خوش آواییم/در به در کوچه ی تنهاییم/

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر/نغمه ی تو از همه پر شور تر/کاش که این فاصله را کم

کنی/محنت این قافله را کم

 کنی/کاش که همسایه ی ما می شدی/مایه ی آسایه ی ما می شدی/هر که به دیدار تو

نایل شود/یک شبه حلال

مسائل شود/دوش مرا حال خوشی دست داد/سینه ی ما را عطشی دست داد/نام تو

بردم لبم آتش گرفت/شعله به دامان سیاوش گرفت/

نام تو آرامه ی جان من است/نامه ی تو خط امان من است/ای نگهت خاست گه آفتاب/

 در من ظلمت زده یک شب

بتاب/ پرده برانداز ز چشم ترم/تا بتوانم به رخت بنگرم/ای نفست یار و مدد کار ما/کی و کجا وعده ی دیدار ما/

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد/به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد/به مکه آمدم ای عشق تا تو را  بینم/تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم/کدام گوشه ی مشعر/کدام گوشه ی منا/به شوق وصل تو در انتظار

بنشینم/ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش/تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد/ببوسم خاک پاک جمکران را/ تجلی خانه ی پیغمبران را/خبر آمد خبری در راه است/سر خوش آن دل که ار آن آگاه

است/شاید این جمعه بیاید...شاید/پرده از چهره گشاید.../شاید

مرحوم آغاسی