روز مادر ملکه جشن های جهان

پیامبر اکرم-ص:

پیامبر اکرم-ص:
روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!
روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو ،دلواپسی!
روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری !
روز مادر يعنی بهانه بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد
روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود
روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....

در بولیوی آمریکای جنوبی تعلق می گیرد
د








پسر نوح به خواستگاری دختر هابیل رفت. دختر هابیل جوابش کرد و گفت: نه، هرگز؛ همسری ام را
سزاوار نیستی؛ تو با بدان نشستی و خاندان نبوتت گم شد. تو همانی که بر کشتی سوار نشدی.
خدا را نادیده گرفتی و فرمانش را. به پدرت پشت کردی، به پیمان و پیامش نیز.
غرورت، غرقت کرد. دیدی که نه شنا به کارت آمد و نه بلندی کوه ها!
پسر نوح گفت: اما آنکه غرق میشود، خدا را خالصانه تر صدا می زند، تا آنکه بر کشتی سوار است.
من خدایم را لابه لای طوفان یافتم، در دل مرگ و سهمگینی سیل.
دختر هابیل گفت: ایمان ، پیش از واقعه به کار می آید. در دل آن هول و هراسی که تو گرفتار شدی،
هر کفری بدل به ایمان می شود. آنچه تو به آن رسیدی، ایمان به اختیار نبود، پس گردنی خدا بود که
گردنت را شکست.
پسر نوح گفت: آنها که بر کشتی سوارند، امنند و خدایی کجدار و مریض دارند که به بادی ممکن است
از دستشان برود. من اما آن غریقم که به چنان خدای مهیبی رسیدم که با چشمان بسته نیز لمسش
میکنم. خدای من چنان خطیر است که هیچ طوفانی آن را از کفم نمی برد.
دختر هابیل گفت: باری، تو سرکشی کردی و گناهکاری. گناهت هرگز بخشیده نخواهد شد.
پسر نوح خندید و خندید و خندید و گفت: شاید آنکه جسارت عصیان دارد، شجاعت توبه نیز
داشته باشد. شاید آن خدا که مجال سرکشی داد، فرصت بخشیده شدن هم داده باشد!
دختر هابیل سکوت کرد و سکوت کرد و سکوت کرد و آنگاه گفت: شاید. شاید پرهیزکاری من به ترس و
تردید آغشته باشد، اما نام عصیان تو دلیری نبود. دنیا کوتاه است و آدمی کوتاه تر. مجال آزمون و
خطا این همه نیست. پسر نوح گفت: به این درخت نگاه کن. به شاخه هایش. پیش از آنکه دستهای
درخت به نور برسند. پاهایش تاریکی را تجربه کرده اند. گاهی برای رسیدن به خدا باید از پل گناه گذشت.
من اینگونه به خدا رسیدم. راه من اما راه خوبی نیست. راه تو زیباتر است، راه تو مطمئن تر، دختر هابیل!
پسر نوح این را گفت و رفت. دختر هابیل تا دوردستها تماشایش کرد و سالهاست که منتظر است و
سالهاست که با خود می گوید: آیا همسریش را سزاوار بودم!
تقدیم به همه مادرای خوب دنیا
چه اونایی که تو این دنیان
چه اونایی که از آسمون نگاهشون نگران بچه هاشونه
مادر تنها کسیه که میتونی براش ناز کنی، سرش داد وبیداد راه
بندازی ُ باهاش قهرکنی!!! اما با اینکه تومقصر بودی بازم
با یه بشقاب غذا،با لبخند میادو میگه:با من قهری
با غذا که قهر نیستی![]()
(زمانی که شایسته عزیزانمان(خانواده)است را به فردا نگذاریم!!!
چون که هیچوقت زمان به عقب برنمیگردد تا وجودشان را از نو حس کنیم!!
مخصوصا مادر!!!)
یک طرف بال و پر پروانه را هم دوست میدارد...
نیا باران
زمین جای قشنگی نیست؛
من از جنس زمینم، خوب میدانم، که:
اینجا جمعه بازار است و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه میدادند...
نیا باران
زمین جای قشنگی نیست؛
من از جنس زمینم خوب میدانم:
در اینجا قدر مردم را به جو اندازه میگیرند...
نیا باران
پشیمان میشوی از آمدن؛
زمین جای قشنگی نیست؛
در ناودان ها گیر خواهی کرد...
نیا باران
در اینجا قدر نشناسند مردم؛
در اینجا شعر حافظ را به فال کولیان در به در اندازه میگیرند...
نیا باران... نیا باران... نیا باران
گشنگی برده زما تاب و توان گشنمونه گشنمونه الامان(۲)
گشنه ام من گشنه ام من گشنه از روز الستم میخورم من میخورم من هرچه که آید به دستم(۲)
سفره افتادن همانو غم همان ناله ی معده همان ماتم همان
تکه ای نان نیست توی سفرمان گشنمونه گشنمونه الامان(۲)
گشنه ام من گشنه ام من گشنه از روز الستم میخورم من میخورم من هرچه که آید به دستم(۲)
رخت زیبای آسمانی را
خواهرم با غرور بر سر کن
******
نه خجالت بکش نه غمگین باش
چادرت ارزش است باور کن
*******
بوی زهرا و مریم و هاجر
از پر چادرت سرازیر است
*******
بشکند آن قلم که بنویسد
"روی گل ،برگ ،دست و پاگیر" است
*********
حفظ و پوشیده در صدف انگار
ارزش و شأن خویش می دانی
*********
با وقاری و مثل یک خورشید
پشت یک ابر تیره می مانی
*********
قدمت روی شهپر جبریل
هر زمانی که راه می آیی
*********
در شب چادرت تو می تابی
مثل یک قرص ماه می آیی
*********
گل اگر بر سرش نباشد برگ
بی گمان زود دیده خواهد شد
*********
بعد با دستهای گلچینی
ناگهان هم که چیده خواهد شد
*********
خسته ای از تمام مردم شهر؟
از چه رو این قدر تو غم داری
*********
نکند فکر این کنی شاید
چیزی از دیگران تو کم داری
*********
در زمانی که شأن و ارزش جز
به دماغ و لباس و ماشین نیست
*********
توی چادر بمان و ثابت کن
ارزش واقعی زن این نیست...!!!
*********
*********