عید سعید فطر مبارک

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت / صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت . . .

تبریک عید سعید فطر

مژده یاران اهل تقوا را خدا بخشیده است

دل قوی دارو بگوی مارا خدا بخشیده است

عید فطر آمد بهار رحمت پروردگار

سالکان راه معنارا خدا بخشیده است

حلول ماه شوال و فرا رسیدن

عید مسعود فطر بر همگان مبارک.


فرازهايي از دعاي وداع امام سجاد(ع) با ماه رمضان:

بدرود اي بزرگترين ماه خداوند و اي عيد اولياي خدا...                                                                بدرود اي ماه دست يافتن به آرزوها...
بدرود اي ياريگر ما که در برابر شيطان ياريمان دادي...
بدرود اي که هنوز فرا نرسيده از آمدنت شادمان بوديم
و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک.

                                       کم کم غروب ماه خدا دیده می شود

                                      صد حیف از این بساط که برچیده می شود

                                       در این بهار رحمت و غفران و مغفرت

                                       خوشبخت آنکس است که بخشیده می شود

                 عیدفطرمبارک

نصيحت مولانا :

 گشاده دست باش جاري باش كمك كن (مثل رود)  

 باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)

اگر كسي اشتباه كرد آن را بپوشان (مثل شب)

 وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)

متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)

 بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا)

اگر مي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آيينه)



جمله ای از گوته

اگر ثروتمند نيستي مهم نيست، بسياري از مردم ثروتمند نيستند،

اگر سالم نيستي، هستند افرادي که با معلوليت و بيماري زندگي مي کنند،

اگر زيبا نيستي برخورد درست با زشتي هم وجود دارد،

اگر جوان نيستي، همه با چهره پيري مواجه مي شوند،

 اگر تحصيلات عالي نداري با کمي سواد هم مي توان زندگي کرد،

اگر مقام نداري، مشاغل مهم متعلق به معدودي انسان هاست،

اما، اگر عزت نفس نداري، پس بدان که هيچ نداري.

تست روانشناسی

از میون ۹ شکل زیر، تصویر مورد علاقه‌تون رو انتخاب کنید

حواستون باشه که رنگ و شکل، هر دو براتون خوشایند باشه

بعد توضیح مربوط به هر شکل رو، توی ادامه مطلب بخونید و ببینید چه شخصیتی دارید!!


ادامه نوشته

معنای آرامش

پادشاهی جایزه ی بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند

به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند.

نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند.

آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ،

رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ،

رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.

پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.

اولی ، تصویر دریاچه ی آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود.

در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید ، و اگر دقیق نگاه می کردند ،

در گوشه ی چپ دریاچه ، خانه ی کوچکی قرار داشت ،

پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر می خواست ،

که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.

تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سیل آسا بود.

این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد ، در بریدگی صخره ای شوم ، جوجه ی پرنده ای را می دید . آنجا ، در میان غرش وحشیانه ی طوفان ، جوجه ی گنجشکی ، آرام نشسته بود.

پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ء جایزه ی بهترین تصویر آرامش ، تابلو دوم است.بعد توضیح داد :

” آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.این تنها معنای حقیقی آرامش است.”

سؤال امتحان نهایی فیزیک دانشگاه کپنهاگ

سؤال امتحان نهایی فیزیک دانشگاه کپنهاگ

چگونه می‌توان با یک فشارسنج ارتفاع یک آسمان‌خراش را محاسبه کرد؟

پاسخ یک دانشجو:

” یک نخ بلند به گردن فشارسنج می‌بندیم و آن را از سقف ساختمان

به سمت زمین می‌فرستیم.

طول نخ به اضافه طول فشارسنج برابر ارتفاع آسمان‌خراش خواهد بود.”

این پاسخ ابتکاری چنان استاد را خشمگین کرد که دانشجو را رد کرد.
دانشجو با پافشاری بر اینکه پاسخش درست است به نتیجه امتحان اعتراض کرد.

دانشگاه یک داور مستقل را برای تصمیم درباره این موضوع تعیین کرد.

داور دانشجو را خواست و به او شش دقیقه وقت داد تا راه حل مسئله

را به طور شفاهی بیان کند تا معلوم شود که با اصول اولیه فیزیک آشنایی دارد.

دانشجو پنج دقیقه غرق تفکر ساکت نشست.

داور به او یادآوری کرد که وقتش درحال اتمام است.

دانشجو پاسخ داد که چندین پاسخ مناسب دارد اما تردید دارد کدام را بگوید.

وقتی به او اخطار کردند عجله کند چنین پاسخ داد:

“اول اینکه می‌توان فشارسنج را برد روی سقف آسمان‌خراش،

آنرا از لبه ساختمان پائین انداخت و مدت زمان رسیدن آن به زمین را اندازه گرفت.

ارتفاع ساختمان مساوی یک دوم g ضربدر t به توان دو خواهد بود. اما بیچاره فشارسنج .”

“یا اگر هوا آفتابی باشد می‌توان فشارسنج را عمودی بر زمین گذاشت

و طول سایه‌اش را اندازه گرفت. بعد طول سایه آسمان‌خراش را اندازه گرفت

و سپس با یک تناسب ساده ارتفاع آسمان‌خراش را بدست آورد .”

“اما اگر بخواهیم خیلی علمی باشیم، می‌توان یک تکه نخ کوتاه به فشارسنج بست

و آنرا مثل یک پاندول به نوسان درآورد، نخست در سطح زمین وسپس روی

سقف آسمان‌خراش. ارتفاع را از اختلاف نیروی جاذبه می‌توان محاسبه کرد : T = 2 pi sqrt(l / g) .”

“یا اگر آسمان‌خراش پله اضطراری داشته باشد،

می‌توان ارتفاع ساختمان را با بارومتر اندازه زد و بعد آنها را با هم جمع کرد.”

“البته اگر خیلی گیر و اصولگرا باشید می‌توان از فشارسنج برای اندازه‌گیری

فشار هوا در سقف و روی زمین استفاده کرد و اختلاف آن برحسب میلی‌بار

را به فوت تبدیل کرد تا ارتفاع ساختمان بدست آید.”

“ولی چون همیشه ما را تشویق می‌کنند که استقلال ذهنی را تمرین کنیم

و از روش‌های عملی استفاده کنیم، بدون شک بهترین روش آنست که

در اتاق سرایدار را بزنیم و به او بگوییم:

اگر ارتفاع این ساختمان را به من بگویی یک فشارسنج نو و زیبا به تو می‌دهم.”
.
.
.
.

این دانشجو کسی نبود جز نیلز بور،

تنها دانمارکی که موفق شد جایزه نوبل در رشته فیزیک را دریافت کند.