برنامه ترم دیگه

سلام

مثل اینکه امروز شانس با من همراه بوده که تنها نفری بودم تونستم انتخاب واحد کنم.

برای همینم برنامه ترم دیگه رو توی وب میذارم:

 
 
 

 

6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17

شنبه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بهداشت مواد غذايي(2.00), محمدباقر حبيبي نجفي, کلاس ()

 

 

 

یکشنبه

 

 

فرهنگ و تمدن اسلام و ایران(2.00), محمدعلي قائمي, کلاس ()

کلیات ایمنی و بهداشت حرفه ای(2.00), ميرابوطالب كاظمي بازاردهي, کلاس ()

 

 

بهداشت مواد غذايي(2.00), علي شريف, کلاس ()

 

 

 

 

 

دوشنبه

 

 

اصول ترموديناميک و انتقال حرارت(2.00), احسان سلجوقي, کلاس ()

 

 

 

 

 

 

فرايندها و عمليات در بهداشت محيط(2.00), سیدمحمود موسوی, کلاس ()

 

 

 

سه شنبه

 

 

استاتيک و مقاومت مصالح(3.00), محمدعلي ناصريان, کلاس ()

 

 

 

 

تفسیر موضوعی قرآن(2.00), , کلاس ()

 

 

 

چهارشنبه

 

 

مكانيك سيالات(2.00), حسین علی دادی سلطانقلی, کلاس ()

کاربرد بيوتکنولوژي در بهداشت محيط(1.00), عباس صادقی, کلاس ()

 

 

 

 

مديريت کيفيت آب(2.00), علیرضا فریدحسینی, کلاس ()

 

 

 

پنجشنبه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جمعه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چند جمله.....

آموخته‌ام که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید.

پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می‌توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم.

چارلی چاپلین

 

الماس، کربنی است که تحت فشار به الماس تبدیل میشود؛

فشار های زندگی را تحمل کن تا الماس شوی ...

 

روزگارا:

  تو اگر سخت به من میگیری،

  با خبر باش که پژمردن من آسان نیست،

  گرچه دلگیرتر از دیروزم،

  گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند،

  لیک باور دارم دلخوشیها کم نیست

  زندگی باید کرد...!

 

خدایا بفهمانم که بی تو چه می شوم ، اما نشانم نده

مهربانا هم بفهمانم و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد ...

 

آینده کتابیست که امروز مینویسی!

چیزی بنویس که در آینده از خواندن آن لذت ببری ...

سلام ترم 4

سلام

ترم ۴ داره کم کم شروع میشه و هنوز استادا نمره ها رو وارد نکردن....

ادامشو برید ادامه مطلب و با همون رمز همیشگی وارد شید.

ادامه نوشته

سلام آخر ترم 3

سلام

ان شا الله که حال همتون خوب باشه و تو این روزا برای همدیگه دعا کنیم. 

میدونم این ترم بدترین ترم تو دوران تحصیلی همه بوده و خیلی بد گذشت. آره خودمم این ترم خیلی گند بالا آوردم ولی جای شکرش برای همه باقیه که تموم شد. 

بعد از اتفاقاتی که در طول ترم افتاد و این امتحانات با خودم فکر کردم به این نتیجه رسیدم مشکل ما از این جا شروع شد که تو کلاس دو دستگی یا بهتر بگم چند دستگی بوجود اومد و هرکسی قصد داشت تا افکار خودشو حاکم کنه.منم یکی از همون افرادم(این گفتم که مطمئن بشید به خودمم گیر میدم). از یه طرف بچه های خوابگاه و از طرف دیگه مشهدیا. که باز بین خودتون اختلافاتی وجود داشت که موضوع رو الکی الکی گنده کرد. من بشخصه از همه گله دارم چون دیدم بخاطر نمره بیست که چه کارا نمیکنید. از خودمم گله دارم که نتونستم نمایندگی رو به نحو احسن انجام بدم که این مشکلات پیش نیاد.

حال این ترم که گذشت ولی ترم دیگه رو سفت و سخت بگیریم که از این ترم سختتره ؛ همین اینکه طول ترم کمتره هم درسشا سختتر.

من کلید موفقیت را نمی دانم اما کلید شکست سعی در راضی نگهداشتن همه است. 

خداحافظ

این مطلب را دو باربخوانید


دو روز مانده به پايان جهان
تازه فهميد كه هيچ زندگی نكرده است
تقويمش پرشده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود
پريشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بيشتری از خدا بگيرد
داد زد و بد و بيراه گفت
، خدا سكوت كرد
جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت
خدا سكوت كرد
آسمان و زمين را به هم ريخت
خدا سكوت كرد
.به پر و پای فرشته ‌و انسان پيچيد
خدا سكوت كرد
كفر گفت و سجاده دور انداخت
خدا سكوت كرد
دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد
خدا سكوتش را شكست و گفت:
"عزيزم،اما يك روز ديگرهم رفت، تمام روز را به بد و بيراه و جاروجنجال ازدست دادی، تنها يك روزديگرباقیست، بيا ولااقل اين يك روزرا زندگی كن"
لا به لاي هق هقش گفت: "اما با يك روز... با يك روز چه كار می توان كرد؟...
"خدا گفت:
"آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويی هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمی‌يابد هزار سال هم به كارش نمی‌آيد"
آنگاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت:
"حالا برو و يک روز زندگی كن
او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گودی دستانش می‌درخشيد، اما می‌ترسيد حركت كند، می‌ترسيد راه برود، می‌ترسيد زندگی از لا به لای انگشتانش بريزد، قدری ايستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردايي ندارم، نگه داشتن اين زندگی چه فايده‌ای دارد؟بگذاراين مشت زندگی را مصرف كنم.."
آن وقت شروع به دويدن كرد
زندگی را به سر و رويش پاشيد
زندگی را نوشيد
و زندگی را بوييد
چنان به وجد آمد كه ديد می‌تواند تا ته دنيا بدود
مي تواند بال بزند
می‌تواند پا روی خورشيد بگذارد
می تواند ....
او در آن يك روز آسمانخراشی بنا نكرد
زمينی را مالك نشد
مقامی را به دست نياورد
اما ...
اما در همان يك روز
دست بر پوست درختی كشيد
روی چمن خوابيد
كفش دوزدكی را تماشا كرد
سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد
و
 به آنهايی كه او را نمی‌شناختند سلام كرد
و
 برای آنها كه دوستش نداشتند
از ته دل دعا كرد
او در همان يك روز آشتی كرد
 و
خنديد و سبك شد
لذت برد
 و
سرشار شد و بخشيد
عاشق شد وعبور كرد و تمام شد
او همان يك روز زندگی كرد
فردای آن روز فرشته‌ها در تقويم خدا نوشتند:
""امروز او درگذشت، كسي كه هزار سال زيست
زندگی انسان دارای طول،عرض وارتفاع است ؛
 اغلب ما تنها به طول آن می انديشيم،
 اما آنچه که بيشتر اهميت دارد،
 عرض يا چگونگی آن است.
امروز را از دست ندهيد،
 آيا ضمانتی برای طلوع خورشيد فردا وجود دارد!؟؟؟

دل خوشي

 

سلام.

بالاخره تموم شد.

اصلا نميدونم چه طور بود!!! هم مهمه برام و هم پشيزي ارزش نداره!! اصولا برام مهم نيست.

و ديگر هيچ...