زمستون
قسمت همین بود که زمستون اول بهار و آخر پاییز ما باشه
قسمت همین بود که روی برف بشناسمت و پشت برف گمت کنم
حالا که نفسام گزگز میکنه
حالا که چشام نه به سوز سرما که به سوز نبودنت کرخت شده
حالا که هر گوشه ی زندگی یه تیکه از لحظه هات و پیدا میکنم و بو میکنم و دوره میکنم
حالا راستی می فهمم
زمستون یه حسه نه یه فصل
زمستون یه قراره نه یه حقیقت
زمستون امسال خیلی حقیقی و طولانیه
زمستون امسال انگار تموم نمیشه
زمستون امسال هر روز داره شروع میشه
هر روز سردتر از دیروز
سردتر و سردتر............
با سلام