با سلام خدمت تمامی بچه های مهندسی بهداشت محیط.
الان یه چند روزیه که اومدم به شهرمون . دو روز اول که میای فکر میکنی شهرت تغییر کرده ولی این طور نیست .دفعه اول که اومده بودم شهرمون (تعطیلی قربان تا غدیر رو میگم) خیلی خوشحال بودم چون دو ماهی بود خانوادمو نمی دیدم ولی اینکه میگن هیچ جا خونه ی خود آدم نمیشه خیلی حرف درستیه من الان بهش رسیدم...اما یه چیزی که هست و نمیشه اونو نادیده گرفت اینه که خیلی خیلی دلم واسه مشهد تنگ شده .واسه کله سحر پاشدنها و  رفتن به سلف غذاو دیدن کل کل بچه های کلاس واسه زودتر تعطیل کردن کلاسها و ....
 راستی یه چیز دیگه خوش به حال اونایی که رفتن جنوب خیلی حال و هوای خوبی داره آخه یه بار موقعی که دوم دبیرستان بودم رفتم.هم حال معنوی خوبی داره همم اینکه با بچه هایی و کلی خوش میگذره. بعضی ها از بعضی ها خرده میگیرن که  این اردوها  واسه یه قشر خاصیه ولی واقعا این طور نیست .اگه یه بار برید اونجا به حرفم میرسید.
 در ضمن با خودم گفتم که از این به بعد به این شکل تو وبلاگ پست بزارم .به نظرم خیلی از حالت کلیشه ای قبلی بهتر باشه.
به امید شروع دوباره کلاسها .....